غصه هم میگذرد
نه تو میمانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لبِ یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظهی شادی که گذشت،
غصه هم میگذرد،
آنچنانی که فقط خاطرهای خواهد ماند...
لحظهها عریانند.
به تن لحظهی خود، جامهی اندوه مپوشان هرگز.
سهراب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 21:50 توسط تنها
|
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد.